غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

251

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

آنان و بلاساغون هشت روز راه فاصله بود . چون از جمع آمدن سپاهيان طغان خان خبر يافتند به بلاد خود بازگشتند . طغان سه ماه از پى آنها برفت تا به ايشان رسيد . تركان به سبب طول مسافت ايمن از هر چه حادثه آرميده بودند كه ناگاه دشمن بر سرشان تاختن آورد و خلق كثيرى ، افزون بر دويست هزار تن ، از ايشان را بكشت و چارپايان و ظرفهاى زر و سيم و ديگر چيزها كه در چين ساخته شده بود ، آن قدر كه در شمار نمىآمد ، به غنيمت گرفت . در سال 411 كار ابو على مشرف الدوله پسر بهاء الدوله بالا گرفت . عراق را تصرف كرد و برادر خود سلطان الدوله را از آنجا براند . هم در اين سال ، الحاكم بأمر الله العزيز بن المعزّ علوى فرمانرواى مصر ناپديد شد و كس از او خبر نيافت . گويند كه او آن شب بنابر عادت خويش به گردش در شهر و اطراف آن پرداخت ، و به سوى قبر فقاعى رفت و از آنجا به جانب شرقى حلوان روى آورد . دو غلام نيز در ركاب او بودند . حاكم فرمان داد كه آن دو باز گردند و آن دو نيز بازگشتند و گفتند او را در كنار چشمه بر جاى گذاشته‌اند . مردم بر آيين خويش هر روز بيرون آمدند و منتظر بازگشت او شدند . چون دير كرد جماعتى از خواص از پى او رفتند تا به حلوان رسيدند و به كوهستان داخل شدند . خرى را كه بر آن سوار بود ديدند كه همچنان پالان بر پشت و لجام بر سر دستهايش به شمشير قطع شده . از پى آثار روان شدند تا به بركه رسيدند . جامه‌هايش را ديدند . هفت قطعه پشمين بود . دكمه‌هايشان باز نشده همچنان به حال خود بودند و در آنها نشانه‌هاى كارد بود - پس همگان بازگشتند و يقين كردند كه كشته شده است . مدت عمرش سى و هفت سال بود و مدت حكومتش بيست و پنج سال . الحاكم بامر الله مردى بخشنده بود ولى خونريز . صفات و عادات عجيب داشت . نخست فرمان داد كه صحابه را سبّ كنند و به عمال خود در هر جاى نوشت كه چنان كنند ، و سپس فرمان داد كه از سب خلفا باز ايستند . نخست كليساى قيامت را در بيت المقدس ويران كرد و سپس فرمان داد آن را از نو بسازند . اهل ذمه را فرمان داد كه همه بايد مسلمان شوند يا به مأمن خويش روند يا بر جامهء خود غيار دوزند . به ناچار بسيارى از ايشان اسلام آوردند . پس از آن يكى از همين اهل ذمه با او ديدار كرد و گفت كه مىخواهد به دين پيشين خويش بازگردد ، او را اجازت داد . زنان را از بيرون آمدن از